اسرافكار برادر آمريكاست!
عوامل اسراف
البته اين عوامل انحصاري نيستند و ممكن است عوامل ديگري هم باشد.
1- ديد كج: يعني گمان مي كند كه بريز و بپاش جزيي از شخصيت است. قرآن مي فرمايد: «كذلِك
زُينَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (يونس:12) يعني اسراف كاران گمان مي كنند كارهاي شان درست است و شخصيت مي آورد.
2-
چشم و هم چشمي: چون نمي خواهد به اصطلاح از ديگري كمتر باشد. امام صادق(ع)
خطاب به حمران بن اعين گفت: در زندگي به پايين تر از خودت نگاه كن، كسي كه
زندگي اش از تو ساده تر است. قرآن به پيامبر مي فرمايد: «لاتَمُدن
عَيْنَيْـك إِلى ما مَتعْنا بِهِ» (حجر:88) به آنهايي كه ولخرجي مي كنند،
نگاه نكن بلكه به آنهايي نگاه كن كه ساده زندگي مي كنند. قبيله اي شتري را
كشت و آبگوشتي درست كرد و به همه فاميل داد و يك قابلمه هم به در خانه
فاميلي فرستاد و به او برخورد و گفت: من هم يك شتر مي كشم. ديگري دو تا
كشت و بعد سه شتر و رسيد به جايي كه در يك روز صد شتر كشتند و
اميرالمومنين(ع) فرمود كسي از گوشت اين شترها استفاده نكند چون شتري كه
براي فخرفروشي كشته شود، گوشتش خوردني نيست.
3-
نبودن الگو: اگر در جامعه كساني نباشند كه ساده زندگي كنند، جامعه به سوي
اسراف مي رود. حديثي داريم كه امام باقر(ع) مي فرمايد: به ياد زندگي
پيامبر(ص) بيفتيد كه غذا و شيريني اش جو و خرما بود. اگر شاگردي ديد كفش
آموزگارش ساده است، براي نداشتن كفش گريه نمي كند. استاد ما كتاب هايش را
از داخل دستمال بيرون مي آورد ما هم اگر حتي كيف هم نداشتيم، ناراحت نمي
شديم. يكي از علماي قم، درسش را پشت پاكت هاي نامه اي كه برايش مي آمد، مي
نوشت. امير المومنين(ع) مي فرمايد: نوك قلم خود را تيز كن و سطرها را
نزديك هم بنويس تا كاغذ زيادي مصرف نكني.
4- فراموش كردن قيامت: اگر
بدانند كه حضرت علي(ع) فرموده حلالش حساب دارد و حرامش عقاب دارد، ديگر
اين طور نمي كنند. ممكن است هر كس درآمد حلال داشته باشد ولي هر طور كه
خواست نمي تواند خرج نمايد، اين طور نيست كه چون مال خودش است هر كاري
خواست انجام دهد. حديث داريم روز قيامت از چند چيز مي پرسند: ابتدا مي
پرسند از كجا آوردي؟ و اگر جواب دادي مي پرسند: چرا و چطور خرج كردي؟
دولت و مهار اسراف
مسئله
ديگر دولت است. يعني دولت بايد جلوي اين مسائل را بگيرد. شهرداري اسراف مي
كند چراغ برخي مناطق شهر تا 9 صبح روشن است. وقتي هوا كمي روشن شد بايد
چراغ ها را خاموش كنند. آقاي مدير كل از فلان شهر مي خواهد بيايد تهران،
ماشين را با راننده اين همه راه مي آورد، خوب با اتوبوس بيا. نبايد فكر
كند كه كسر شأن است. اگر مدير كل با اتوبوس رفت، رئيس زير دستش هم با
اتوبوس مي رود. حال اگر كار امنيتي بود يا اضطراري بود، يا حتي پير بود
و... اشكالي ندارد. هر كس را ديديد يك ماشين برداشته، نگوييد: اسراف كار
است و همان است كه قرائتي گفته!
تلويزيون هم مي تواند سهم بزرگي داشته
باشد و هنرمندان بهتر مي دانند كه چطور مي توان زندگي و ازدواج ساده را به
مردم ياد داد و ترويج نمود. مثلاً كسي را نشان بدهند كه پارچه مي خرد و
لباس مي دوزد و مي پوشد و بعد از كهنه شدن آن را وارونه مي كند و سپس پاره
مي كند و براي دخترش مي دوزد و بعد از آن كهنه بچه از آن مي سازد و بعد كه
خوب پاره شد از آن تخته گيوه مي سازد. و بعد از طرف ديگر كسي را نشان بدهد
كه صد جفت كفش دارد و عواطف مردم را با مقايسه اين دو تحريك نمايد.
سيماي اسراف كار
1- مقاوم نيست. آدمي كه هر چه خواست خورد و انجام داد، تا كمبودي پيش بيايد از ايران فرار مي كند. چون مقاومت ندارد.
2-
وابسته است. آزاد كسي است كه طمع به چيزي نداشته باشد و انسان عبد تا
زماني كه قانع باشد آزاد است. برخي حكما فرموده اند: اگر مي خواهي غني
باشي با نداشتن غني باش.
3- كفران نعمت مي كند و بي توجه به نعمت هاي خداست. «إِن الْمُـبَذرينَ
كانُوا إِخْوانَ الشياطينِ وَ كانَ الشيْطانُ لِرَبهِ كـفُـوراً»
(اسراء:27) اسراف كار برادر شيطان است و شيطان هم كافر به نعمت هاي خدا
بود. شيطان بزرگ آمريكاست، پس اسراف كاران برادر آمريكا هستند. چون آمريكا
مي خواهد جمهوري اسلامي را سرنگون كند. اسراف كاري هم جمهوري اسلامي را
سرنگون مي كند.
4-
تعهد انساني ندارد، چون ميليون ها انسان گرسنه وجود دارد و او كناره هاي
نان را نمي خورد و خدا مي داند كه ما چقدر گندم هايي را كه از خارج وارد
مي كنيم در پادگان و تربيت معلم و جبهه و امور تربيتي و عزاداري ها ولخرجي
مي كنيم.
5- تعهد مكتبي هم ندارد، چون كسي كه مي خواهد ولخرجي نمايد
بايد از جايي گير بياورد و آدمي هم كه مي خواهد خيلي در بياورد به فكر
حلال و حرام نيست.
6- آرامش جامعه را برهم مي زند، چون هر كسي خانه
او را مي بيند، با خود مي گويد: اگر اين خانه است پس خانه ما چيست؟ رضايت
جامعه را از خدا از بين مي برد. حديث داريم در كنار پولدار ننشينيد، چون
وقتي بلند مي شويد مي گويي: خدا چرا به اين داده و به من نداده است؟ يعني
با عشق به خدا وارد خانه مي شود و با بغض خدا از خانه او مي رود.
7-
بخيل است؛ چون اينقدر ولخرجي دارد كه اضافه نمي آورد تا خمس و زكات بدهد و
يا دردي را دوا نمايد. همه چيز را خرج هوي و هوس خويش مي نمايد. اگر شما
ساده زندگي كني، ممكن است پولي براي اين چيزها چون خمس و زكات برايت باقي
بماند.
8- حق ندارد رهبر بشود. اگر همه كشورها به اين آيه عمل كنند، نجات مي يابند. قرآن مي فرمايد: «وَ
لاتُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْـرِفينَ» (شعراء:151) به اسراف كار رأي ندهيد و او را امام جمعه و وزير و وكيل و رئيس جمهور ننماييد.
9-هدايت پذير نيست. «إِن اللـهَ لايَهْدى مَنْ هُوَ مُسْرِفُ كذابُ» (غافر:28)
10-مبغوض
خداست «إِنَهُ لايُحِب الْـمُسْـرِفيـنَ»(انعام:141) و «وَ أَهْـلَكـنَـا
الْمُسْرِفينَ»(انبياء:9) يعني اسراف كاران را هلاك مي كنيم. قرآن مي فرمايد: «وَ
أَن الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النارِ »(غافر:43) اسراف كار اهل جهنم است.
¤درس هايي از قرآن
تاريخ (8/6/1363)
از آنان که پیش از شما بودند پند گیرید,پیش از آنکه عبرت دیگران شوید.(مولا امیر المومنین)