حال میّت لحظاتی پس از مرگ

بی تردید در دنیا حوادث تلخ و رنج آوری وجود دارد که هر یک به نوبه خود می تواند بار سنگینی از مصیبت را بر دوش آدمی نهاده و آینه ی دلش را از طوفان غم و غصه غبار آلود نماید.
انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت.
« و المرءُ فی سَکرَةٍ مُلهثَةٍ ، وَ غَمرَةٍ کارثَةٍ، و أنّةٍ مُوجِعَةٍ ، وجَذبَةٍ مُکرِبَةٍ ، و سَوقَةٍ مُتعِبَةٍ . ثم اُدرجَ فی أُکفانِهِ مُبلساً ، و جُذب مُنتقاداً بَسلِساً ، ثُمَّ أُلقِیَ علی الأعواد رجیع وصبٍ ، و نِضوَ سَقَمٍ ، تَحمِلُهُ حفدةُ الوِلدان ، وحشدةُ الاخوان ، الی دار غربته ، و منقطع زورته ، و َمُفرَدِ وحشته ... »۱


شرح گفتار

بی تردید در دنیا حوادث تلخ و رنج آوری وجود دارد که هر یک به نوبه خود می تواند بار سنگینی از مصیبت را بر دوش آدمی نهاده و آینه ی دلش را از طوفان غم و غصه غبار آلود نماید.

در این میان آنچه از هر حادثه ای برای انسان ، تلخ تر و غم انگیز تر است، حادثه ای انکار ناپذیر مرگ است.

مرگ بگونه ای است که با آن کام وجود بازماندگان تلخ و خاطرشان آزرده می شود، چرا که آنها به اندازه ای به عزیز خود دل بسته اند که جدایی از او برایشان امری است غیر منتظره، که پذیرش آن به سختی در صفحه ی ذهنشان نقش خواهد بست.

اما این یک روی سکّه است، روی دیگر آن که از اهمیت والایی برخوردار است، خود میّت و احساساتی است که به هنگام مرگ و لحظاتی پس از آن به او دست می دهد، احساساتی برخاسته از جان که درک آن برای ما زنده ها امکان پذیر نیست.

امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره می فرماید: «انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند...»

ادامه نوشته

سنسور كيفيت توان PQ sensor

کنترل09

امروزه ارزيابي كيفيت توان داراي اهميت خاصي در مديريت سيستمهاي الكتريكي است . يكي از جنبه هاي ارزيابي كيفيت توان مطابقت آلودگي هارمونيكي با استاندارد صنعت برق ايران و استانداردهاي بين المللي است . اغلب استانداردها مانند IEC61000-40-30 و IEEE519 نياز به اندازه گيري هارمونيكها تا مرتبه 50 ام دارند .

سنسور كيفيت توان دستگاهي است بسيار ساده و با نصب آسان بروي ترانسهاي ولتاژ خازني و براي اندازه گيري با پهناي باند وسيع توسط CVT است . با نصب اين دستگاه بروي CVT هاي در حال سرويس ، عملاً خللي در كار CVT يعني نمونه گيري ولتاژ براي رله ها بوجود نمي آيد و بطور همزمان براي مانيتورينگ كيفيت توان مي تواند مورد استفاده قرار گيرد .

The PQSensor™ offers a unique, convenient and costeffective method of faithfully reproducing harmonic

content using Capacitive Voltage Transformers (CVT)without the need for Resistive-Capacitor Dividers (RCD)

− The PQSensor™ offers a practical and economical solutionfor wide bandwidth measurements using CVTs.

− Eliminates the need for special high voltage instrument transformers or wide bandwidth voltage dividers.

− Can be retrofitted to in-service CVTs or installed in new units.

− CVTs can continue to be used in normal ways to feed relays and other standard devices and at the same time to be used for power quality monitoring

ادامه نوشته

پر پرواز

قطعه گم شده اي از پر پرواز كم است

دوازده بار شمرديم و يكي باز كم است

اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است

عرق شرم زمين است كه سرباز كم است

عمو پورنگ

 عمو پورنگ

سوءاستفاده از دختران دلیل دوستی خیابانی

«من به دنبال دوست هستم،نه ازدواج»،« تو که دیگر سنت از ازدواج گذشته بیا دوست شویم و خوش باشیم!»«یک دوستی ساده و سالم!» این‌ها جملاتی است که برخی واضح و بدون پروا در جامعه آن را به کار می‌برند.

جالب اینجاست که برخی از خانواده‌ها هم این مساله را حق مسلم فرزندان خود می‌دانند و از آن دفاع میکنند. این روزها دوستی‌هایی که به ازدواج نمیرسند رو به افزایش است.

دکتر امان الله قرائی مقدم، جامعه شناس در این باره گفت:متاسفانه چشم انداز بدی که در زمینه ازدواج، چه برای دختران و پسران به وجود آمده، باعث شده است دوستی‌های بی مورد و نابهنجار و غیر ارزشی به بهانه‌های مختلف در جامعه گسترش پیدا کند.

به علت نگاه ارزشی مردم به جایگاه یک دختر ،اگر خانمی با رابطه‌ای نا مشروع قبل از ازدواج روزگار بگذراند، مطمئنا در دوران متاهلی با مشکلات زیادی روبرو می‌شود.

متاسقانه به علت عدم وجود زمینه‌ای برای ازدواج، دختران به این ارتباطات نامشروع تن می‎دهند و با افراد زیادی ارتباط پیدا می‌کنند.

در این مساله ضعف ارتباطات معنوی، دینی، مذهبی و اعتقادی وجود دارد و معیارهای دینی و سنتی لحاظ نشده و از طرفی خانواده‌ها ضعف کنترل و اقتدار دارند. والدین کم توجه و مسامحه کار شده و در روابط با اطرافیان و دوستان خود توجه نمی‌کنند.

از طرف دیگر عوامل بیرونی نظیر ماهواره‌ها و شبکه‌های خارجی و سی دی‌ها و ویدیو کلیپ‌های غیر اخلاقی نیز در این زمینه تاثیر زیادی دارند و نیاز است دست اندرکاران در زمینه تمهیدات لازم را بیاندیشند.

منبع: برنا

مردم بنده دنيا و دين لقلقه زبان

امام حسين - عليه السلام - فرمودند :

به راستي كه مردم بنده دنيا هستند و دين لقلقه زبان آنهاست،

 تا جايي كه دين وسيله زندگي آنهاست، دين دارند و چون در معرض امتحان قرار گيرند، دينداران كم

مي شوند.

وقتی پدر و برادرغیرتی غایب اند

دلش خیلی پُر بود گسته و گریخته از همه چیز می گفت. با ترس و دلهره ی عجیب حرف می زند که نشان از مستاصل شدن بود، خود نیز مدام در گفتارهایش می گفت: دیگه نمی دونم چکار کنم.

لیوان آب خنکی به او دادم و به آرامش دعوتش کردم . از او خواستم بر خودش مسلط شود و با تامل و بدون نگرانی صحبت کند. پس از خوردن جرعه ای از آب، گفت:دخترم چند وقتی است با پسری آشنا شده، مدام با او بیرون می رود،تلفنی حرف می زند، صبح تا شب،شب تا صبح با هم پیامک رد و بدل می کنند، به خاطر آن پسر، همه کار انجام می دهد، آرایش غلیظ می کند و لباسهایی به تن می کند که در شان خودش و ما نیست و... ، اصلا،حیا رو قورت داده یه آب هم روش. هر چی نصحیت می کنم و دعوا و تهدیدش می کنم انگار نه انگار. این اواخرمتوجه  رفتارهای مشکوک دیگری هم شدم ،درس و دانشگاه را ول کرده ، یک روز می رود و یک روز ... جدیدا حرف هایی می زند که با اصول خانوادگی و عرفی مان منافات شدیدی دارد. مکثی کرد و سرش را پائین انداخت. همچنان که گریه و زاری می کرد، گفت: پدر و برادرش خبر ندارند ، این دختر چه کارهایی می کند و گرنه گوش تا گوش سرشو می بریدند، دیگه جونم به لبم رسیده ، می خواهم به آنها ندا بدهم تا شاید آنها بتوانند جلوی این دختررا بگیرند. تا حالا هر چی مدارا کردم و خون دل خوردم بسه،دیگه نمی تونم پنهان کاری کنم؛ مجددا سکوت کرد ، بعد گفت: نه ،اوضاع از این که هست ،بدتر می شود . اگه پدر و برادرش بفهمند: خون به پا می کنند.

از او راجع به ارتباطات خانوادگی شان بالخص رابطه دختر با پدر و برادرش پرسیدم. در پاسخ گفت:خیلی خوب نیست،اصلا خوب نیست. پدرش از صبح تا شب سر کار است و آخر شب که به منزل می آید ، آنقدر خسته است که ...

با برادرش هم که ، آبشان به یک جوی نمی رود، سر هر موضوع کوچکی بگو مگو می کنند،من تا به حال ندیدم این دو، بتوانند بدون هیچ مشکل و دغدغه ای فقط نیم ساعت را با هم سَر کنند و...

***********

توصیف آنچه گذشت، تنها یکی از هزاران موردی است که روزانه هر مشاوری در دفتر کارش با آن مواجه است.شاید شما هم یکی از آن والدینی باشید که با این مشکل دست و پنجه نرم می کنید و نمی دانید چرا دخترتان به این نوع از دوستی ها گرایش و تمایل نشان داده و چرا شدیدا خواهان ادامه این گونه روابط است ؟

برخی از دختران، برای پرکردن اوقات فراغتشان، ساعت های طولانی را بیرون از منزل، با دوستان و گروه‌های دوستانه‌ای، بدون هدف و به گونه ای ناموجه می گذارند تا بدان جایی که موهای آدمی به تن سیخ می شوند، چشمان هر بیننده ای حیرت زده و گوش های هر شنونده ای از شرح وقایع و از آن همه وقاحت و بی حیایی و بی عفتی به درد می آید.

اما همه ی ما عادت کرده ایم به گونه ای این معضل را توجیه کنیم و از کنارش بی تفاوت بگذریم ،ساده لوحانه تر و خنده دارتر آن است که خود و خانواده هایمان را مبرا از تشعشعات این سم مهلک و کشننده بدانیم و در کمال آرامش و خونسردی و فقط هر از چند گاهی با شنیدن یک واقعه جدید اظهار نظر نموده و ادعای همه چیز دانی مان گُل کرده و هر یک بدون توجه به برداشت درست و یا غلط خود ابراز عقیده می نمائیم:مثلا، کمی قدیمی ترها می گویند:دوره زمانه تغییر کرده ،در روزگار ما این کارها معنا و مفهوم نداشت اما جوانان امروزه، می توانند... پس انجام می دهند؛ نسل پدران و مادران می گویند:چگونه مانع شان بشویم ، جوان است و پراز شور و شیدایی، نمی شود با این اوضاع و شرایط همه جوره مانع شان شد ،آنها نباید عقده ای بار آیند جوانترها می گویند: این دوره زمانه، اگر از این گونه دوستی ها نداشته باشی همه می خندند پس گر نخواهی نشوی رسوا... ، در ضمن خامی بهتر است و یا تجربه داشتن ،ما باید یک جور جنس مخالف مان را بشناسیم و گرنه فردا روزی چگونه می خواهیم همسرداری کنیم و...

دوستی خیابانی
ولی اگر کلاه بی تفاوتی را از سر بردارید و خود را با مشکل مطرح شده مقابل بفرمائید: بی شک و گمان ، حال و روزی اگر نگویم شدیدتر اما به اندازه همان مادری را خواهید داشت که شرح حالش در سطور اولیه این یادداشت  از منظرتان گذشت.

عوامل متعددی در گرایش جوانان به دوستی های خیابانی وجود دارد که بیان آنها در مجال این یادداشت نیست.

روان شناسان با توجه به تفاوتهای فیزیولوژیکی و روانی مردان و زنان؛ علت تمایل و علاقه مندی به این گونه ارتباطات را در دو جنس متفاوت دانسته و نقش ارتباطات عاطفی را با توجه به روحیه لطیف و حساس زنانه بیش از دیگر عوامل موثر و دخیل می دانند. از این روست که انگشت اشاره به سمت خانواده، اولین نهاد اشاعه مهر و عاطفه، برگردانده می شود. خانواده و فضای عاطفی درون آن، یکی از مهمترین دلایل گرایش دختران نوجوان و جوان به دوستی های کوچه و برزنی و اینترنتی است و عدم وجود ارتباط صمیمی و محبت آمیز با والدین و سایر اعضای خانواده از ویژه ترین آن به شمار می آید .

دختری که در خانواده مورد تکریم و ستایش نیست و از نوازش والدین بالاخص پدر خود بی نصیب است و به طرق مختلف خلاء عاطفی را احساس و لمس می کند ؛ به نظر شما چگونه می تواند نیاز عاطفی خود را بر آورده سازد؟ بی گمان، برای دختر جوان،ساده اندیش و نا آگاه، وجود ارتباطات صمیمی با جنس مخالف و آزمودن این گونه دوستی‌ها یک راه حل خواهد بود. دختران ما شاید، با آن که می دانند ممکن است،لطمات عدیده ای ببینند و متحمل آلام شدیدی شوند، اما با این وجود، علم به این موضوع مانع گرایش و علاقه مندی آنان نمی شود .

تا کنون یک بار شده بنشینید و از خود بپرسید چرا یک دختر عبور پر فراز و نشیب از چنین تابوی فرهنگی را بر ناکام ماندن و برآورده نشدن نیاز عاطفی شان ترجیح می دهد؟

روان شناسان با قاضی کردن کلاه خود و به دور از تعصبات و با نگاه عادلانه ای دوستی‌های خیابانی و اینترنتی را به بحث نشسته اند و اظهار کرده اند که: فقدان و نبود ارتباط صمیمی و محبت آمیز، گر چه موضوع به ظاهر ساده ای به نظر می رسد، اما تاثیری شگرف و مبرهنی در پرورش یک دختر آگاه و سالم دارد.

به سه دلیل ذیل دقت کنید:

** دختران موجوداتی لطیف و احساساتی هستند و بنابر اقتضاعات تعریف شده و خاص خداوندی در این جنس،حس تعلق وحمایت شدن و مورد توجه قرار گرفتن بسیار جلوه می کند. اهمیت ارضای این حس از جانب محارم بالاخص،پدر و برادر، در اولویت قرار دارد. شنیدن جملات عاطفی و کلمات محبت آمیز از سمت خانواده بخصوص پدر، برادران و محارم به قدری روح و روان یک دختر را تغذیه می کند که می تواند سعادتمندی و خوشبختی را با تمام ابعادش درک نموده و بدان مباهات نماید.

حال دختری را تصور کنید که نه تنها این حس فطریش بر آورده نمی شود بلکه به طرق مختلفی هم مورد اهانت و بی احترامی واقع می شود و...

بی تردید او برای آنچه که در محیط های خانوادگی دست نیافته به محیط های غیر قابل پذیرش و افرادی متوسل می شود که شاید بتوانند نقش ایفا نشده از جانب پدر و برادر را به خوبی  برایشان بازی کنند.

دوستی خیابانی**دختران در سن نوجوانی به طور عجیبی نیازمند شناخت جنس مخالف هستند وهر عقل سلیمی می داند بهترین طریق رفع آن ارتباط محبت آمیز با والدین به ویژه پدر و برادر است؛ اگر این نیاز در خانه برآورده نشود و نوجوان دختر مورد بی توجهی قرار بگیرد، لاجرم به جستجوی حلقه مفقود شده خود(محبت و صمیمیت) در مکان هایی ناامن و نزد اشخاصی خواهد بود که با لباس نمادین آدمیت در کمین نشسته اند تا با رخنه در وجود چنین دخترانی ،آبرو و حیثیت زنانه شان را به تاراج ببرند. تجربه و درک این گونه روابط دوستانه با افرادی که فاقد هرگونه صلاحیت، امنیت اجتماعی و اخلاقی هستند، در روح و روان دختران تاثیر شگرفی می گذارد تا بدان جایی که سلامت و امنیت خاطرزندگی آینده ی آنان را تهدید می کند .

** کمبود محبت از سوی اعضای خانواده و به ویژه پدر و برادران، مهمترین دلیل انزوای اجتماعی و بروز خجالت‌های غیر متعارف در برخوردهای اجتماعی دختران نوجوان است، لاجرم مفری از این وضعیت ممکن نیست مگر آن که این خلأ عاطفی به گونه ای جبران شود و بدین سان است که دوستی و ارتباط با جنس مخالف و دریافت محبت از جانب او می تواند یکی از آن طرق باشد.

آنچه که امروزه به زبان علم روان شناسی مطرح می گردد، در فرهنگ دینی اسلام بسیار مورد توجه بوده و به والدین در زمینه دقت در پرورش و رفتار محبت آمیز با دختران تاکید فروان شده است .

رسول اکرم می فرمایند:

نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَکاتٌ مُفَلَّیَاتٌ؛ دختران چه فرزندان خوبی هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمت‏رسانی، یار و غمخوار [اعضای خانواده]، بابرکت و پاکیزه کننده [در خانواده برای پدر و مادر ]. (1)

و نیز فرموده ‏اند:

اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَی الذُّکُورِ؛ خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران. (2)

در پایان باید بگوئیم توجه به دختران و محبت به آنها نه تنها رشد عاطفی و اجتماعی آنها را به همراه خواهد داشت، بلکه موجب پرورش سلامت روان و نشاط مادران آینده خواهد شد.

پس نقش پدر و برادر به عنوان یکی از اعضای محبت رسان هرگز فراموش نشود.

پی نوشت ها:

1-وسائل‏ الشیعة، ج15

2- همان منبع

یااباعبدالله

یا حسین

خاطره قرائتی از دیدن یک دختر زیبا در اتاق رئیس!

خاطره قرائتی از دیدن یک دختر زیبا در اتاق رئیس!

 

به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن که این هفته در تلویزیون درباره "نشانه‌های اخلاص" سخن گفته است.

این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "برای مخلص، نوع کار تفاوتی ندارد" ، "عدم پافشاری بر خواسته‌های خود" ، "خود را مقصّر بدانیم نه دیگران را" ، "قیامت، روز بروز باطن انسان‌ها" ، "هواپرستی، مانع اخلاص در کارها" و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

آدم مخلص خودش را مقصر می‌داند. حدیث داریم «وَ رَأَى نَفْسَهُ مُقَصِّراً بَعْدَ بَذْلِ کُلِّ مَجْهُودٍ وَجَد» (بحارالانوار/ج69/ص300) یعنی کسانی که تمام تلاششان را می‌کنند اما باز هم می‌گویند: شاید خدا چیز دیگر می‌خواست، واقعاً من خیلی زحمت کشیدم اما خدا این را می‌خواهد یا خدا چیز دیگر را می‌خواهد، من خودم را مقصر می‌دانم. می‌گویم: «مِمَّنْ یرْجَى لَهُ الْخَلَاصُ مِنَ الرِّیاء» این امید هست که این خالص باشد. آدم‌هایی که تا یک کاری می‌کنند فکر می‌کنند نه من به وظیفه‌ام عمل کردم. من حق پدری‌ام را انجام دادم. از کجا؟ احتمال نمی‌دادی در تربیت بچه‌ات کوتاهی کرده باشی؟من حق همسری‌ام را انجام دادم. احتمال نمی‌دهی شما نسبت به همسرت کوتاهی کردی؟ من حق... من نمی‌دانم! بنده اگر بگویم: من حق تلویزیون را انجام دادم. 32 سال در تلویزیون بودم. هر شب جمعه هم، یک شب جمعه هم تعطیل نشد. خوب واقعاً وظیفه‌ات این بود. ممکن است وظیفه‌ی تو چیز دیگری باشد.

ما بعد از امام زمان (عج) کسی را به اندازه‌ی امام خمینی دوست نداریم. ایشان در وصیت نامه‌اش فرمود: اگر قصوری یا تقصیری کرده‌ام، از خدا عذرخواهی می‌کنم و از ملت عزیز هم معذرت می‌خواهم. امام خمینی می‌گوید: قصور یا تقصیر! آنوقت شما مثلاً می‌گویی که...

من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی!داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟ گفت: نه!گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است. گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم. گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد. گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟ گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد. گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است.

بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی‌تر می‌دانند. بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی تر می‌دانند. کدام مرجع تقلید در تاریخ قمه زده است. خیلی حزب اللهی هستی قرآن بخوان، تدبر کن، نماز جمعه برو، به فقرا کمک کن، مشکل مردم را حل کن، می‌خواهی هم خون بدهی، بانک خون بیاید خونت را بگیرد و یک مسلمان را نجات بده. این آقایی که خودش را خونی کرده، خمسش را داده؟ تمام لقمه‌هایش حلال است؟ هر هفته نماز جمعه می‌رود؟ فقرای محله را رسیدگی می‌کند؟ یا فقط یک لباس می‌پوشد و خون می‌ریزد؟ کسی فکر کند اگر خودش را خونی کرد یا اگر مثل من در تلویزیون بود یا اگر نمی‌دانم هیأتی راه انداخت به وظیفه‌اش عمل کرده است. بعضی از افراد هستند ممکن است گران فروش باشند، اما روز عاشورا خرج بدهند. همه‌شان اینطور نیستند، اکثرشان خوب هستند. اما این را می‌گویم برای یک درصد. یک درصد آدم‌هایی که خرج می‌دهند اگر کلاهبرداری، اختلاس، ما آدم‌هایی داریم ظاهرشان هم خیلی مذهبی است، ولی انصافاً تجارتشان اسلامی نیست.

قیامت، روز بروز باطن انسان‌ها
حدیث داریم روز قیامت افرادی می‌گویند: ما جبهه بودیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغگو، تو جبهه رفتی که بگویند: فلانی شجاع است. عده‌ای می‌گویند: ما در راه خدا، پول خرج کردیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی. پول خرج کردی تا پز بدهی. عده‌ای می‌گویند: ما قاری قرآن بودیم. خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی. قرآن می‌خواندی تا بگویند: فلانی صوتش خوب است. ما نمی‌دانیم چه چیزی از مرز رد می‌شود. چه چیزی از مرز رد می‌شود. چه چیزی قبول می‌شود؟

یک دعا می‌کنم به اخلاص امام حسین به همه‌ی کارها اخلاص بده. اخلاص خیلی مهم است. می‌دانید معنای اخلاص چیست؟ کلمه‌ی اخلاص معنایش این است که اگر من روی منبر هستم، یک آقای دیگر وارد مسجد می‌شود. یک نامه می نویسند که جناب آقای قرائتی این روحانی محترم وارد شده، بحث‌هایش هم بحث‌های خوبی است. اگر می‌شود یک چند دقیقه کم حرف بزنید، سخنرانی‌تان را کوتاه کنید که ما از ایشان هم استفاده کنیم. اگر به من برنخورد معلوم می‌شود که اخلاص دارم.

انشاءالله خدا امام جمعه‌ی قبل شیراز را شفا بدهد. آیت الله حائری دید پای نماز جمعه‌اش یک کسی آمده و او هم خوب حرف می‌زند. گفت: اما خطبه‌ی دوم شما را سفارش می‌کنم به تقوا و خطبه‌ی دوم هم وقف این آقا. والسلام علیکم و رحمة الله! اصلاً خطبه‌ی دوم را نخواند. به حداقل اکتفا کرد و گفت: وقف! مخلص این است. راحت بگذرد. چه اصراری داریم حتماً از این خیابان برویم. مگر امام حسین در این خیابان است از این خیابان برو. چه اصرار داریم که مثلاً...

حسینیه‌ها باید بازوی مسجد باشد. خدای نکرده، خدای نکرده زبانم لال، نکند تکیه‌ها و حسینیه‌ها رقیب مسجد باشد. یعنی یک جمعی در مسجد بروند یک جمعی هم در حسینیه بروند. در مدینه مسجدی ساختند پیغمبر فرمود این مسجد را خراب کنید. برای اینکه این مسجد « تَفْریقاً بَینَ الْمُؤْمِنین‏» (توبه/107) مسلمان‌ها را تفرقه می‌اندازد. چند تا آنجا می‌روند، چند تا آنجا می‌روند.

عزاداری باید در شأن امام حسین باشد. خیلی اشک برای امام حسین ارزش دارد. خیلی! شنیدم آیت الله العظمی خوانساری که از مراجع تقلید است و امام درباره‌اش فرمود که: مرجع المتقین، آیت الله سید احمد خوانساری در بازار تهران. در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود حدود هشتاد، نود سال درس خواندم و درس دادم اما برای قیامتم جز اشکی که برای اهل بیت ریختم به هیچ چییز امید ندارم. خیلی عزاداری ارزش دارد. خوشا به حال مداح‌ها، منبری‌ها، عزادارها، خوشا به حالشان. ولی به همان مقداری که ارزش دارد هرچه طلا گرانتر باشد دزدش هم بیشتر است. مواظب باشید